تنها نقشهٔ خداوند برای رستگاری به نتیجه خواهد رسید

۲۶ تیر ۱۴۰۵
کنت واپنیک
تفسیر دکتر کنت واپنیک از درس ۸۶ در کتاب «سفری در ژرفای کتاب کار دوره‌ای در معجزات»
این ایده‌ها برای مرور امروز هستند:
(۷۱) تنها نقشهٔ خداوند برای رستگاری به نتیجه خواهد رسید.
(د_۸۶_۰∶۱-۱∶۱)
تنها نقشهٔ خدا برای رستگاری می‌تواند کارساز باشد، زیرا هیچ برنامهٔ دیگری قادر به نجات ما نیست.تمام برنامه‌های دیگر بیرونی هستند و از همان ابتدا برای شکست طراحی شده‌اند؛ زیرا همگی توجه ما را از ذهن، که هم سرچشمهٔ مسئلهٔ ماست و هم سرچشمهٔ رستگاری‌مان، منحرف می‌کنند.
برای من احمقانه است که این‌سو و آن‌سو سرگردان به دنبال رستگاری بگردم.من آن را در بسیاری از افراد و بسیاری از چیزها دیده‌ام، اما وقتی به آن رسیدم، فهمیدم که آنجا نیست.
(د_۸۶_۱∶۲-۳)
ما ناآگاهانه از برنامهٔ ایگو پیروی کرده‌ایم؛ همان برنامه‌ای که می‌گوید: «بجوی اما نیاب» بنابراین، هر جا که برای یافتن رستگاری جستجو کردیم، سرانجام تنها با ناامیدی روبه‌رو شدیم.خداهای دروغین رستگاری یعنی همان روابط ویژه، همیشه شکست می‌خورند؛ زیرا اساساً برای همین هدف ساخته شده‌اند.آن‌ها جانشین چیزی شده‌اند که تنها همان می‌تواند ما را نجات دهد.مهم‌تر از آن، این خداهای دروغین ساخته شده‌اند تا ما را در وضعیت دائمیِ بی‌توجهی به قدرت ذهن نگه دارند؛ به گونه‌ای که هرگز از قدرت انتخاب دوبارهٔ ذهن استفاده نکنیم؛ یعنی انتخاب رستگاری به جای بردگی.
من در مورد این که رستگاری چیست اشتباه کردم.
(د_۸۶_۱∶۵)
در اینجا نیز اشاره به همان روابط ویژه است.هدف عیسی این است که ما وابستگی‌های ویژهٔ خود را ببخشیم؛ همراه او به آن‌ها نگاه کنیم و دریابیم که چه اندازه دیوانه‌وار در بیرون از خود به دنبال چیزی بوده‌ایم که خوشبختمان کند.به این ترتیب درمی‌یابیم که ویژه بودن هرگز راهی برای زندگی نیست، زیرا کار نمی‌کند.تا زمانی که عشق و آرامش را بیرون از خود جستجو کنیم، هرگز آن‌ها را نخواهیم یافت.به این بخش زیبا از فصل «در بیرون از خودت جستجو نکن» توجه کنید که هم ناامیدیِ دنبال کردن خداهای دروغین ویژه را نشان می‌دهد و هم امید برای تنها به دنبال خدا بودن:
یک خدای دروغین نمی‌تواند جای خداوند را بگیرد.بگذار او عشقش به تو را به یادت بیاورد، و به دنبال غرق کردنِ آوای او در نوای ناامیدی عمیق برای خدایان دروغین خود نباش.امید خودت را بیرون از پدرت جستجو نکن.زیرا امید به خوشبختی، ناامیدی نیست.
(م_۲۹_۷_۱۰∶۴-۷)
هرگاه بدون قضاوت به جستجوی اشتباه خود برای یافتن این خداهای دروغین نگاه کنیم، آزاد می‌شویم که انتخاب دیگری داشته باشیم؛ یعنی رستگاری را به جای ویژه بودن برگزینیم.
من دیگر جستجوی بیهوده‌ای انجام نخواهم داد.تنها نقشهٔ خداوند برای رستگاری به نتیجه خواهد رسید.و من شاد خواهم شد زیرا نقشهٔ او هرگز شکست نمی‌خورد.
(د_۸۶_۱∶۶-۸)
اکنون که اندکی به سلامت عقل بازگشته‌ایم، تصمیم می‌گیریم دیگر وقت خود را صرف جستجوی چیزی نکنیم که هرگز یافت نخواهد شد.تنها راهی را برمی‌گزینیم که ما را به خانه بازمی‌گرداند؛ راه بخشایش.در همین انتخاب، رستگاری ما نهفته است.و در همین انتخاب، شادی حقیقی ما نیز یافت می‌شود.
اکنون به نخستین کاربرد عملی این اندیشه می‌پردازیم:
نقشهٔ خداوند برای رستگاری مرا از این ادراکم نجات خواهد داد.
(د_۸۶_۲∶۲)
توجه کنید که قرار نیست از خودِ این موقعیت نجات پیدا کنیم؛ هرچه که این «موضوع» باشد.ما لازم نیست از هیچ وضعیت بیرونی نجات یابیم؛ بلکه باید از برداشت خود نسبت به آن رها شویم.عبارت کاملاً دقیق و حساب‌شده انتخاب شده است: «نقشهٔ خداوند برای رستگاری مرا از این ادراکم نجات خواهد داد.» هرگاه وسوسه می‌شویم از چیزی ناراحت شویم، کافی است به یاد آوریم که این ناراحتی صرفاً برداشت ما از مسئله است.مشکل، آن چیزی نیست که گمان می‌کنیم در بیرون قرار دارد.مشکل، شیوهٔ دیدن ماست.و این یعنی باید ببینیم با کدام معلم به آن نگاه می‌کنیم: ایگو، یا عیسی.اگر ناراحت هستیم، همین ناراحتی نشان می‌دهد که ایگو را به عنوان معلم خود انتخاب کرده‌ایم.نقشهٔ خدا برای رستگاری از ما می‌خواهد ذهن خود را تغییر دهیم؛ یا دقیق‌تر بگوییم، معلم خود را عوض کنیم.بنابراین، هرگاه از روند امور ناراضی هستیم، تنها کافی است دریابیم که صدای نادرستی را انتخاب کرده‌ایم و اکنون همان صدا در حال تفسیر این موقعیت است.
به بیان دیگر: نقشهٔ خدا برای نجات ما این است که معلم دیگری را انتخاب کنیم.وقتی از نگاه عیسی به موقعیت می‌نگریم، درمی‌یابیم که این اتفاق فرصتی است تا ببینیم در ذهن خود چه می‌گذرد.اگر از چیزی که ظاهراً بیرونی است ناراحت نمی‌شدیم، هرگز فرصتی پیدا نمی‌کردیم که آن را دوباره به درون ذهن بازگردانیم و بفهمیم که همهٔ آن صرفاً فرافکنی ذهن بوده است.به همین دلیل است که روابط ویژه، در نهایت نجات‌دهندگان ما هستند.آن‌ها این فرصت را در اختیار ما قرار می‌دهند که برداشت‌های نادرست خود را دوباره بررسی کنیم.و هنگامی که درمی‌یابیم مسئله در درون ذهن ماست، آنگاه آزاد می‌شویم که انتخاب دیگری انجام دهیم.
این هیچ مورد استثنایی در نقشهٔ خداوند برای رستگاری من نیست.
(د_۸۶_۲∶۳)
اصل بخشایش همیشه مؤثر است.همان‌گونه که دوره می‌گوید: «هیچ ترتیبی از نظر دشواری در معجزات وجود ندارد.» هیچ ادراکی از درد، رنج یا ناراحتی وجود ندارد که با کنار گذاشتن رنجش‌ها و احساس گناه، و پذیرفتن آمرزش برای خود، دگرگون نشود.نقشهٔ خدا برای رستگاری بسیار ساده است.و دقیقاً به همین دلیل است که همیشه کار می‌کند.
باشد تا این را تنها در نور نقشهٔ خداوند برای رستگاری ادراک کنم.
(د_۸۶_۲∶۴)
در اینجا ما آگاهانه بینش مسیحا را جایگزین ادراک‌های تحریف‌شدهٔ ایگو می‌کنیم.به بازی زیبای واژهٔ «نور» توجه کنید که دو معنا را هم‌زمان در بر دارد: نخست، دیدگاه و زاویهٔ نگاه؛ یعنی از منظر خدا و مسیحا دیدن.دوم، نور حقیقی که تاریکیِ رنجش‌ها، قضاوت‌ها و کینه‌های ما را از میان برمی‌دارد.
(۷۲) نگه داشتن گلایه‌ها، حمله‌ای به نقشهٔ خداوند برای رستگاری است.
(د_۸۶_۳∶۱)
عیسی ما را یک گام فراتر می‌برد و بُعد هدفمند خشم را آشکار می‌کند: خشم مستقیماً به نقشهٔ آمرزش حمله می‌کند؛ نقشه‌ای که توجه ما را به درون معطوف می‌سازد، جایی که نظام فکری نفس، یعنی گناه و حمله، از میان برداشته می‌شود.
نگه داشتن گلایه‌ها تلاشی است برای اثبات این که نقشهٔ خداوند برای رستگاری به نتیجه نخواهد رسید.اما تنها نقشه او است که به نتیجه می‌رسد.پس با نگه داشتن گلایه‌ها، من می‌خواهم تنها امیدم را به رستگاری از آگاهی خودم حذف کنم.
(د_۸۶_۳∶۲-۴)
تنها امید به رستگاری در این است که مسئولیت کامل رنجی را که تجربه می‌کنم بپذیرم؛ رنجی که بازتاب انتخاب اولیهٔ من برای باور به این است که موجودی گناهکار و مجرم هستم و سزاوار درد و مجازاتم.اما در تلاشی دیوانه‌وار برای رهایی از این درد، گناه را بر دیگری فرافکنی می‌کنم و به او حمله می‌کنم.بنابراین، تنها زمانی می‌توانم نجات یابم که به آن بخشِ تصمیم‌گیرندهٔ ذهنم بازگردم و این انتخاب اشتباه را اصلاح کنم.اما هنگامی که خشمگین می‌شوم و داوری‌های خود را موجه می‌دانم، در حقیقت واقعیتِ بدن و گناه، هم گناه تو و هم گناه خودم را تأیید می‌کنم.افزون بر این، آگاهانه باور دارم که گناه در من نیست، ذهنی وجود ندارد، و همه‌چیز تنها در جهانی از بدن‌ها رخ می‌دهد؛ جهانی که در آن رنجش‌ها واقعی‌اند و مسئولیت آن‌ها بر عهدهٔ من نیست.
وقتی به عیسی می‌گویم: «چیزی درست نیست، زیرا در آرامش نیستم»، به او اجازه می‌دهم به من بیاموزد که آنچه در تو مرا آشفته می‌کند، در واقع بخشِ جداشده‌ای از همان چیزی است که در خودم مرا آشفته کرده است: احساس گناه من به خاطر جدایی از محبت خدا.عیسی به من کمک می‌کند دریابم که اکنون، هنگام نگاه کردن به این موقعیت، میان ادراک نادرست و رستگاری در حال انتخاب هستم.کم‌کم درمی‌یابم که ادراک من نتیجهٔ انتخاب من است: یا رنجش‌های نفس، یا معجزهٔ روح‌القدس.اولی مرا هرچه بیشتر در دنیای گناه و حمله ریشه‌دار می‌کند، در حالی که دومی مرا به ذهنم بازمی‌گرداند؛ همان جایی که رستگاری در آن قرار دارد.
من دیگر نمی‌خواهم با بهترین مصالح خود به این شیوه‌ی دیوانه‌وار ستیز کنم.می‌خواهم نقشهٔ خداوند برای رستگاری را بپذیرم، و شاد باشم.
(د_۸۶_۳∶۵-۶)
دردی که از انتخاب‌های نادرستم ناشی شده است، سرانجام مرا برمی‌انگیزد که از این دیوانگی دست بردارم؛ از این باور که خودم بهتر می‌دانم چه چیزی به سود من است.با شادی اعلام می‌کنم: «ترجیح می‌دهم شادمان باشم تا اینکه حق با من باشد.» (م_۲۹_۷_۱∶۹) و «و شادمان و سپاسگزار هستم از اینکه در اشتباه بودم.» (د_۱۸۴_۱۵∶۴)
در همین روحیه، یعنی انتخاب سلامت عقل، زیرا می‌خواهم شاد باشم، با اشتیاق تمرین‌های مشخص امروز را انجام می‌دهم:
زمانی که به این نگاه می‌کنم، در حال انتخاب بین ادراک نادرست و رستگاری هستم.
اگر من زمینه‌های گلایه را در این ببینم، زمینه‌های رستگاری را نخواهم دید.
این نیازمند رستگاری است، نه حمله.
(د_۸۶_۴∶۲-۴)
اکنون می‌آموزم که تمام شرایط زندگی‌ام، چه مربوط به گذشته، چه اکنون و چه آنچه انتظارش را دارم، فرصتی هستند تا متفاوت ببینم.مشکلات من، در اصل، مشکلات ادراکی‌اند.ادراک‌هایم از افکارم سرچشمه می‌گیرند، و افکارم نیز از تصمیم ذهن برای پیروی از نفس یا روح‌القدس ناشی می‌شوند.انتخاب درست‌اندیشانهٔ بخشایش، شیوهٔ تفکر نفس را اصلاح می‌کند؛ همان شیوه‌ای که ادراک‌های نادرستِ مبتنی بر رنجش و حمله را به وجود آورده بود.اکنون که شاد بودن را انتخاب کرده‌ام، در همه‌چیز زمینه‌ای برای بخشایش و رستگاری می‌بینم.تنها اگر بخواهم همچنان در دردِ احساس گناه باقی بمانم، دلیلی برای رنجش خواهم یافت.اما خوشبختانه، همان‌گونه که عیسی بارها به ما یادآوری می‌کند «دیگر به تمامی بی‌عقل نیستم.» (م_۱۶_۶_۸∶۸) ازاین‌رو، پاسخ من به هر موقعیت، درخواست رستگاری است، نه حمله.
نکتهٔ پایانی: رستگاری به این معنا نیست که من تو، یا آن موقعیت، یا حتی خودم را نجات می‌دهم.آنچه نجات می‌یابد، برداشتی است که در ذهنم از آن موقعیت دارم؛ زیرا ذهنم را دربارهٔ آن تغییر می‌دهم.همهٔ موقعیت‌ها، بدون استثنا، دعوتی برای همین تغییر درونی هستند.به یاد داشته باش:
بنابراین، به دنبال تغییر دادن دنیا نباش، بلکه انتخاب کن که ذهنیت خود را دربارهٔ دنیا تغییر دهی.
(م_۲۱_مق_۱∶۷)
دوره‌ای در معجزات

استفاده از مطالب فقط برای مقاصد غیرتجاری و با ذکر منبع بلامانع است.